تبلیغات
آخرین اخبار واطلاعات کتابخانه امام صادق(ع)بابانظر - مطالب فروردین 1398


Admin Logo
themebox Logo
plateid/1194976/temtype/system/atrty/1432721300
تاریخ:سه شنبه 20 فروردین 1398-10:45 ق.ظ

میلادباسعادت امام حسین (ع) گرامی باد

سالروز ولادت حضرت امام حسین علیه السلام

سالروز ولادت حضرت سید الشهداء ابى عبدالله(علیه السلام) و همچنین ولادت پرچمدار كربلا حضرت اباالفضل العباس را به همه دوستداران خاندان گرامى پیامبر(صلى الله علیه وآله) تبریك و تهنیت عرض مى كنیم.

ماه شعبان از جمله ماه هایى است كه از چند سو مورد عنایت و اهتمام واقع شده است از یك سو این ماه به رسول خدا(صلى الله علیه وآله) منسوب دانسته شده و عبادت، نماز و روزه در آن بسیار مورد تأكید واقع شده است چنانچه در صلوات ماه شعبان در توصیف این ماه آمده است:

«این ماه ماه پیامبر تو و سرور رسولان تو است ماه شعبانى كه آن را با رحمت و رضوان خود پوشانده و همراه كرده ماهى كه شیوه رسول خدا آن بود كه در آن روزه بدارد و شب هاى آن را به شب زنده دارى مشغول باشد به خاطر تواضع در برابر تو در اكرام این ماه عزیز و بزرگداشت آن و این عادت پیامبر اكرم تا هنگام مرگش بود».

از امیر المؤمنین على(علیه السلام) نقل شده است كه در فضیلت این ماه فرمود: خداوند آن را شعبان نامید زیرا نیكى ها در آن شاخه شاخه مى شود درهاى بهشت در آن گشوده و نعمت هاى بهشتى با ارزان ترین قیمت و آسان ترین راه به شما عرضه مى گردد آنگاه فرمود: شاخه هاى نیكى در این ماه نماز، روزه، زكات، امر به معروف و نهى از منكر، نیكى به پدر و مادر، خویشان و همسایگان، ایجاد صلح و صفا بین مردم و احسان به فقرا و مساكین است.

و از سوى دیگر این ماه به ولادت چند تن از ائمه راستین شیعه قرین بوده و این خود موجب شده است كه این ماه در نزد شیعه به خجستگى و فرخندگى معروف باشد چه آنكه امام سوم شیعیان امام حسین(علیه السلام)، امام چهارم مؤمنان حضرت امام سجاد(علیه السلام) و همین طور منجى عالم بشریت دوازدهمین امام بر حق نیز در این ماه چشم به عالم خاك گشوده اند و عالم خاك را به نور وجودشان منوّر مزیّن نموده اند مضافاً بر این كه قمر بنى هاشم حضرت ابوالفضل، برادر وفادار امام حسین و علمدار روز عاشورا نیز در این ماه قدم به عالم خاك نهاده است. آغازین روزهاى این ماه كه به ترتیب شاهد تولد امام حسین، حضرت ابوالفضل و امام سجاد(علیهم السلام) مى باشد یاد كربلا و حوادث خونبار و عبرت انگیز آن را بر هر شیعه اى تداعى مى كند چه آن كه این عزیزان هر سه در كربلا بودند و از حماسه سازان این واقعه محسوب مى شوند. امام حسین به عنوان رهبر و سالار این كاروان عشق، حضرت عباس به عنوان علمدار، مدافع و جانباز سرزمین كربلا و حضرت زین العابدین نیز در تحت عنوان احیا كننده پیام كربلا و پیام رسان هدف این قیام به گوش غافلان آن زمان و تمام آزادگان جهان تا عصر حاضر بلكه تمامى انسان هاى جهان تا ابد.

و از آنجا كه این سال به نام مبارك امام حسین(علیه السلام) توسط مقام معظم رهبرى مزین شده است و این ماه خود شاهد زاد روز حماسه سازان كربلا و نقش آفرینان واقعه عاشوراست لذا باید مورد عنایت قرار گرفته و بزرگ داشته شود. به همین جهت با توجه به این كه این ماه از زمان هاى سرور و شادى شیعیان شمرده مى شود لذا به دور از مسائل حزن و سوگوارى هایى كه نام این بزرگواران با آن آمیخته شده است در صفحاتى چند درصدد نمایاندن گوشه هایى از زندگانى، كرامات، معجزات و بسیارى از مسائل درس آموز زندگى این ذوات مقدسه هستیم تا ضمن تبرّك و تقرب با نام و یاد آنها از كلاس انسان سازى زندگى این بزرگان بهره اى ببریم.

امام حسین (علیه السلام)

این امام همام در سوم شعبان سال چهارم هجرت در شهر مدینه به دنیا آمد. پدر بزرگوار ایشان امیر المؤمنین على(علیه السلام) و مادر ایشان حضرت فاطمه(علیها السلام) سید زنان اهل عالم است. پس از آن كه عالم وجود به وجود ذى وجود ایشان منوّر شد پیامبر اكرم به على(علیه السلام) فرمود: چه نامى بر این فرزندم نهادى. ایشان عرض كرد ما در نام گذارى این فرزند بر شما پیشى نمى گیریم. پیامبر فرمود: من نیز در این نام گذارى بر خداوند سبقت نمى گیرم. پس از مدتى جبرئیل بر پیامبر نازل شد و عرضه داشت یا رسول الله خداوند به تو سلام مى رساند و مى فرماید نسبت على به تو بمانند نسبت هارون به موسى است پس فرزندت را به نام فرزند هارون بنام. پیامبر فرمود نام فرزند هارون چه بود جبرئیل عرض كرد «شبیر» پیامبر فرمود: زبان ما عربى است او را به عربى چه بنامم و جبرئیل گفت او را حسین بنام.

رسول خدا علاقه بسیارى نسبت به ایشان و برادر عزیزشان امام حسن(علیه السلام) داشت به طورى كه محبت خویش را به صورت علنى نسبت به آنان ابراز مى نمود بدین صورت كه گاه از منبر به زیر آمده آنان را بوسیده و مجدداً از منبر بالا مى رفت و گاه آن دو را به دوش مى گرفت و با آنها به بازى مى پرداخت و گاه بدین صورت مى شد كه حضرت در بین اصحاب نشسته بود و حسین(علیه السلام) وارد مى شد آنگاه حضرت رسول اكرم(صلى الله علیه وآله)كلام خود را قطع مى نمود برمى خاست و از او استقبال مى كرد. وى را به دوش گرفته و در دامان خود مى نشاند و مى فرمود: انه مهجة قلبى

در حكایت دیگرى از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نقل شده است كه ایشان روزى حسین(علیه السلام) را در كوچه دید كه با اطفال بازى مى كند حضرت به سوى او رفت و دست خود را به طرف او دراز كرد ولى حسین(علیه السلام) از سویى به سویى دیگر مى گریخت تا این كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) او را گرفت آنگاه یك دست زیر چانه و دست دیگرش را بر سر حسین(علیه السلام) گذاشت پس لب هاى او را بوسید و فرمود: من از حسین هستم و حسین از من است

از ویژگى هاى دیگر امام حسین(علیه السلام) كه پیامبر به آنها اشاره نموده است این است كه:

حسین روح من و ثمره، سكون و طمأنیه قلب من است هرگاه به حسین نگاه مى كنم گرسنگى من تمام مى شود و حسین ریحانه من و نور دو چشم من است.

وگاه این طور مى شد كه حسین(علیه السلام) در سجده بر شانه پیامبر(صلى الله علیه وآله) بالا مى رفت آن حضرت سجده خویش را طولانى مى كرد تا این كه حسین به اختیار پایین بیاید اصحاب از طولانى شدن سجده سؤال مى كردند كه آیا وحى شده است و حضرت مى فرمود: نه لیكن فرزندم (حسین) بر پشت من سوار شده بود.

و حكایت دیگر در فضل امام حسین(علیه السلام) این كه روزى پیامبر طفلى را در كوچه دید نشست و با او به مهربانى و لطف پرداخت شخصى علت ملاطفت را سؤال نمود ایشان فرمود: این طفل حسین مرا دوست دارد زیرا من دیدم كه خاك قدم او را مى گرفت و به صورت خود مى مالید.

روایات بسیارى از پیامبر در فضیلت این دو برادر وارد شده است كه برخى از آن روایات به حد تواتر رسیده است نظیر روایاتى از قبیل:

الحسن والحسین سید اشباب اهل الجنه، امام حسن و امام حسین سرور جوانان اهل بهشت هستند

كسى كه مرا دوست دارد این دو را نیز دوست بدارد.

كسى كه امام حسن و امام حسین را دوست بدارد همانا مرا دوست دارد و كسى كه آن دو را دشمن داشته باشد مرا دشمن داشته است

امام حسین در حدود هفت سال داشت كه جدش پیامبر در بیست و هشت صفر سال یازده هجرى از دنیا رفت، وى در سنین كودكى شاهد آن بود كه یاران دیروز جدش حق مسلم پدرش را غصب نموده و از گرد وى پراكنده شده و وى را خانه نشین نمودند. وى در همان كودكى به همراه مادر و برادرش در طلب حق پدر مى كوشید و شبانه به در خانه انصار مى رفت و از آنان كمك طلب مى كرد.

در همان ایام در میان حزن رحلت جدش پیامبر و خانه نشینى پدر، مادر عزیزش كه رنج بسیارى را تحمل كرده بود از دست داد.

روزى در ایام خلافت خلیفه ثانى در مسجد رو به او كرد و گفت: «إنزل عن منبر أبى» از منبر پدرم پایین بیا و به روى منبر پدر خودت برو. عمر وى را گرفته و به خانه برد و سعى كرد بفهمد آیا پدرش وى را مأمور به این كار نموده است یا وى از جانب خودش این حرف را زده است كه حضرت پاسخ داد این سخن را خودم مى گویم و كسى به من نیاموخته است پدرش على(علیه السلام) نیز در مقام فرمود این كلام را خود گفته و من به وى نیاموخته ام.

حضرت بعد از رحلت پیامبر پیوسته به همراه پدر بزرگوارش بود چنانچه در جنگ هاى جمل، صفین و نهروان حضور داشت و در كنار پدر به جنگ با پیمان شكنان و ظالمان پرداخت از آن حضرت خطبه اى در جنگ صفین نقل شده است كه در ضمن آن مردم را به جنگ ترغیب مى كردند. امام در همان مراحل مقدماتى صفین در گرفتن چشمه آب از دست شامیان نقش عمده داشت كه امام على(علیه السلام) پس از آن فرمود: این اولین پیروزى به بركت حسین(علیه السلام) است.

و در ماجرایى دیگر وقتى عبیدالله بن عمر در صفین به امام گفت پدر تو قریش را چنین و چنان كرد امام وى را متهم به پیروى از قاسطین كرده و فرمودند اینان به زور اسلام را قبول كردند اما در اصل مسلمان نشده اند.

ایشان سى و هفت ساله بود كه پدر بزرگوارشان در بیست و یكم رمضان سال 41 قمرى به شهادت رسیده و اهل بیت را به غمى جانگاه مبتلا نمودند.

امام حسین پس از شهادت پدر در كنار برادرش امام حسن(علیه السلام) بود و از سیاست هاى وى دفاع مى نمود، حتى پس از آن كه او با معاویه بیعت كرد شیعیان كوفه همان روز صلح نزد او رفته و خواهان نقض صلح و قیام علیه معاویه شدند ولى ایشان نپذیرفت و بر ادامه صلح برادر تأكید نمود پس از خروج معاویه از كوفه هم مجدد به نزد ایشان رفته و خواستار قیام شدند كه آن حضرت باز هم نپذیرفت.

اهل بیت پس از قضیه صلح از كوفه به مدینه برگشتند و پس از حدود 10 سال بعد از شهادت امام حسن(علیه السلام) ایشان به امامت رسیده و در سن چهل و هفت سالگى نگهبانى از دین خدا و حفاظت از شیعیان به آن حضرت سپرده شد.

حضرت پس از شهادت امام حسن نیز در برابر درخواست هاى مكرر مردم عراق براى آمدن آن حضرت به كوفه مقاومت كرده و فرمودند تا معاویه زنده است نباید دست به اقدامى زد و این بدان معناست كه امام در فاصله ده سال به اجبار حكومت معاویه را تحمل كرده بودند. تسلیم ناپذیرى امام از لحاظ سیاسى در برابر مشروعیت مطلق معاویه على رغم این كه دست به قیام زدن را نیز به صلاح نمى دانستند از سخنان امام در 10 سال حكومت آخر معاویه پیداست چنانكه از نامه امام به معاویه نیز چنین برمى آید:

ایشان در این نامه خطاب به معاویه ضمن این كه مى فرمایند من قصد جنگ و مخالفت با تو را ندارم تأكید مى نماید به خدا سوگند جنگ با تو را ترك كردم در حالى كه در این مورد از خداوند خوفناك هستم... من براى دین خود چیزى را بالاتر از جهاد با تو نمى دانم كه اگر آن را انجام دهم به پروردگار نزدیك شده ام. و من فتنه اى سهمگین تر از حكومت تو براى امت سراغ ندارم.

و بعدها وقتى كه معاویه رو در رو با امام حسین(علیه السلام) قرار گرفت و گفت ما حجر بن عدى و اصحاب او و شیعیان پدرت را كشتیم كفن كردیم نماز بر آنها خواندیم و دفن كردیم امام فرمود: اگر ما یاران تو را بكشیم نه آنها را كفن مى كنیم و نه بر آنها نماز مى خوانیم و نه دفن مى كنیم.

شخصیت امام حسین(علیه السلام)

امام حسین همچون سایر ائمه داراى شخصیت، ممتاز و عالى بودند. گرچه ذكر تمامى اوصاف حضرت در این مقال نمى گنجد اما ما به فراخور حال و رعایت اختصار قطره اى از دریاى بى كران و عمیق شخصیت آن حضرت را به قلم مى آوریم و از این روز به چند صفت از او صاف كمالیه وى اشاره مى كنیم.

حلم و بردبارى

على رغم قرار داشتن امام حسین در بحرانى ترین شرایط حلم و بردبارى اجازه عرض اندام به لغزش و فرو افتادن ایشان در گودال غضب نداد چنانچه سیراب كردن لشكر حر و حتى اسبان آنها در گرماى شدید نمونه اى از نمایش حسن خلق، حلم و كرامت آن حضرت در برابر عوامل خشم و كینه است.

عصام بن مطلق از پرورش یافتگان مكتب معاویه در مواجهه با مام حسین(علیه السلام) مى گوید: وقتى او را دیدم سیماى او مرا به شگفتى وا داشت ولى نتوانستم بغض و عداوت خویش را نسبت به پدرش بروز ندهم و چنین گفتم: تو پسر بوترابى.

حضرت فرمود: اى مرد، كار را بر خود آسان ساز و سخت گیر مباش، براى تو خود از خدا طلب آمرزش مى كنم اگر یارى بخواهى یاریت مى كنم اگر كمك مالى بخواهى به تو مى دهم چنانچه اگر هدایت بخواهى تو را ارشاد مى كنم. عصام گوید حسین(علیه السلام) از چهره ام شرمندگیم را دریافت ضمن خواندن آیه اى از قرآن در باب بخشش گفت اى مرد آیا از اهل شام هستى گفتم آرى امام فرمود اى مرد بدون ترس و مضایقه خواسته ها و گرفتارى هایت را با ما درمیان بگذار كه مرا در بالاترین درجه كمال و امید خواهى یافت.

عصام به قدرى از برخورد وحسن اخلاق امام مجذوب و دچار حیرت شده بود كه مى گوید:

زمین پهناور چنان در نظرم تنگ شد كه دوست داشتم دهان باز كند و مرا ببلعد با شرمندگى از امام دور شدم در حالى كه كسى نزد من محبوب تر از او و پدرش نبود.

علم امام

عبدالله بن عمر در خصوص علم و دانش حضرت چنین اعتراف مى كند: همچنان كه مرغ جوجه خود را با منقار غذا مى دهد حسین(علیه السلام) نیز در بیت نبوت و ولایت از سر انگشت علوم رسول الله(صلى الله علیه وآله) غذا مى خورد.

فروتنى و تواضع

امام حسین(علیه السلام) روزى بر گروهى از فقرا كه در حال غذا خوردن بودند گذشت و به ایشان سلام كرد آنان جواب دادند و ایشان را به شركت در سفره و خوردن غذا خواندند امام(علیه السلام) كنار سفره آنان نشست و از غذاى آنان میل فرمود آنگاه این آیه شریفه را تلاوت فرمود كه: «إنَّ اللهَ لایُحِبُّ المُسْتَكْبِرین» سپس همه آنها را به خانه خود دعوت كرد و غذایى براى آنها فراهم و به هر یك لباسى عطا فرمود.

وقتى سپاهیان سنگ دل بدن مطهر امام حسین را به خاك افكندند بر شانه مباركش زخمى دیدند علت آن را از امام سجاد(علیه السلام) جویا شدند فرمود: اثر آن انبان ها كه در مدینه بر دوش مى گرفت و به خانه هاى فقرا، ایتام و بیوه زن ها مى برد.

رقت قلب و مهربانى امام حسین(علیه السلام)

آن حضرت مثل سایر اهل بیت از قلبى مهربان و پرعاطفه برخورد بودند كه در این باب حكایت حضرت با اسامة بن زید خالى از لطف نیست. اسامه كه آخرین فرمانده سپاه اسلام در زمان رسول الله بود و در زمان حكومت امیر المؤمنین(علیه السلام) كه از بیعت با آن حضرت سر باز زده بود و با آن حضرت بیعت نكرد تا سال 58 هجرى قمرى زنده بود وى در آخر عمر شدیداً مقروض شد و پرداخت آن برایش ممكن نبود. امام حسین(علیه السلام) كه از بیمارى وى آگاه شده بود به عیادت وى رفت و او را غمگین یافت. فرمود: برادر چرا ناراحتى؟ اسامه گفت بدهى و قرض زیاد است و بالغ بر شصت هزار درهم مى شود. حضرت فرمود: بدهى تو بر عهده من و من آن را خواهم پرداخت. اسامه گفت: مى ترسم قبل از اداى دینم بمیرم و امام فرمود: تو هنوز زنده خواهى بود كه من قرض هاى تو را خواهم پرداخت و سپس دستور داد همه بدهى هاى او را پرداختند و این در حالى بود كه اسامه با پدر بزرگوار امام حسین(علیه السلام) یعنى امیر المؤمنین(علیه السلام) به مخالفت برخاسته بود و از بیعت با آن حضرت سر باز زده بود.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 18 فروردین 1398-04:25 ب.ظ

معرفی کتاب های کتابخوان فرودین ماه 98

پنج کتاب‌ «برادر من تویی» نوشته داوود امیریان از انتشارات کتابستان معرفت، «به نام یونس» نوشته علی آرمین از انتشارات شهرستان ادب، «پری‌دخت» نوشته حامد عسگری از انتشارات قبسات، «حدیث­ پیمانه» (پژوهشی در انقلاب اسلامی) نوشته حمید پارسانیا از دفتر نشر معارف و «مهربان‌ترین پیامبر» نوشته غلامرضا حیدری ابهری از انتشارات محراب قلم، برای طرح کتاب‌خوان ویژه فروردین ماه ۱۳۹۸ از سوی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور معرفی شد.

 

معرفی کامل کتاب ها در ادامه

برادر من تویی

پدیدآور: داوود امیریان

ناشر: کتابستان معرفت / تعداد صفحات: ۲۱۰

 

در تمام تاریخ اسلام در کنار نام پاک اهل بیت علیهم السلام نام زیبایی به چشم می‌خورد که خود، دریای بی‌کرانی از عشق، معرفت و دلاوری است. قصه‌ای که شنیدنش هربار تازه است و هر زمان جلوه‌ای خاص دارد.

او را پهلوان بنی‌هاشم می‌دانند. قمر بنی‌هاشم نیز از لقب‌های دیگر اوست. نامش به شجاعت و جوانمردی بر زبان‌ها جاری است و قصۀ دلاوری‌هایش از هر کجا به گوش می‌رسد.
نام عباس که می‌آید اهل حرم دل شان قرص می‌شود. آخر عباس ستون خیمۀ پدر و پرچم‌دار سپاه حق است. نام او آن‌قدر بزرگ است که جهانی از مهربانی و فداکاری را در خود جای داده است.

"برادر من تویی"  زندگینامۀ داستانی حضرت عباس علیه السلام است که با قلمی روان و نثری دل‌چسب می‌کوشد تا زوایای گوناگونی از زندگی و زمانۀ این مرد بزرگ را از دوران کودکی تا شهادت روایت کند. از لحظاتی که هم‌پای امیرالمؤمنین علیه السلام کوچه‌های کوفه را برای کمک به یتیمان و نیازمندان می‌پیمود تا زمانی که در رکاب حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام  درس عشق و معرفت را به عالم می‌آموزد. نویسنده در این اثر تلاش می‌کند، تا در عین وفاداری به منابع تاریخی، زندگی‌نامۀ داستانی جذابی خلق کند که مطالعۀ آن را به سبب داشتن نثری روان و صمیمی به ویژه به مخاطبان نوجوان و جوان پیشنهاد می‌کنیم.

 

 

به نام یونس

پدیدآور: علی آرمین

ناشر: شهرستان ادب /تعداد صفحات: ۲۰۸

 

رمان به نام یونس سومین اثر از نویسنده جوان علی آرمین است که در سال ۱۳۹۶ در انتشارات شهرستان ادب منتشر شد. این اثر را می‌توان یک اثر تلمیح‌گونه از داستان زندگی یونس نبی نامید.

شباهتهای یونس نبی و این روحانی جوان، زیباترین و دلنشینترین قسمت کلِّ رمان است؛ هر دو برای تبلیغ میآیند، هر دو طرد میشوند، هر دو از اطرافیانشان دلگیر و خسته میشوند، هر دو عزم رفتن میکنند، برای هر دو قرعه میاندازند و قرعه به نام یونس میافتد. یونس نبی به دریا میرود و یونسِ طلبه به چاه؛ و این چاه، بیشباهت به شکم ماهی نیست! هر چند چاهی که یونس در آن میافتد، بیشتر از آن که گرهای از دغدغۀ داستان باز کند، به خودِ یونس کمک میکند و او را همانطور که پایین و پایینتر میرود، بالا میکشاند.

سیاهی چاه کمک شایانی به یونس می‌کند تا از سیاهی نفس، به سمت نور سیر کند و این مسیر به خوبی توسط نویسنده تصویرسازی شده است.

استفاده از این داستان مشهور برای تلمیح بسیار به خوش‌خوانی داستان کمک می‌کند و مخاطب داستان را در طی کردن و جرعه جرعه نوشیدن رمان مدد می‌رساند. از طرف دیگر نوع نگارش داستان و قلم بدون تکلف علی آرمین هم در زبان شخصیت اصلی داستان و همچنین لحن روستایی اهالی روستای محل تبلیغ طلبه جوان، بسیار خوانندگان حرفه‌ای رمان را به آینده این نویسنده امیدوار می‌کند.

نویسنده رمان را از زبان دانای کلّ روایت می‌کند؛ مثل داستان یونس نبی علیه السلام که دانای کلّ آن را تعریف کرده است و از این نظر، حس می‌شود که بهترین زبانی که میشد برای روایت رمان انتخاب کرد، همین بوده است.

رمان «به نام یونس» اثری است که با سلیقه و هنرمندی خاصی تصنیف و صفحه‌آرایی شده و کیفیت طراحی جلد نیز برای جذب مخاطب نوجوان و جوان گریزان از مطالعه، گیرا و وسوسه‌انگیز است.

 

پری‌دخت

پدیدآور: حامد عسگری

ناشر: قبسات / تعداد صفحات: ۱۴۰

 

داستان فراق، دلتنگی و غم هجران یار که قصۀ تازۀ دیروز و امروز نیست. حدیث مکرری است که هر بار از زبان عاشقان و دوستان دور از هم شنیده می‌شود. انسان اما هر کجا که باشد راهی خواهد یافت تا مرهمی بر اندوه فراق عزیزانش باشد.
در روزهای قدیم که خبری از تلفن و اینترنت و انقلاب الکترونیکی امروز نبود، مردم برای اطلاع از احوال یک‌دیگر راهی جز نامه نگاری نداشتند. نامه بود و پس از آن تلگراف. انتظار بود و شوق رسیدن نامه و خط نوشته‌ای از عزیزان و دوستان دور از هم.

"پری‌دخت" قصۀ دلتنگی و بی‌تابی‌های یک زوج ایرانی است که برای مدتی از هم دور شده‌اند؛ سیدمحمود که در فرانسه درس طبابت می‌خواند و پریدخت که در تهران برای بازگشت همسرش لحظه شماری می‌کند. این کتاب مجموعۀ نامه‌هایی است که  بین سیدمحمود و پری‌دخت رد و بدل می‌شود. برگ‌هایی از شاخه‌های درخت عشق که ریشه در سرزمین شرق دارد و اینک باد خزان جدایی، آن را بین مشرق و مغرب (تهران و پاریس) به گردش درآورده است. پری‌دخت گفت و گوهای دو قلب بی‌قرار و عاشق است که به هر بهانه‌ای دلتنگ هم می‌شوند و شرح این دلتنگی‌ها را با جادوی حروف و کلمات به سوی هم روانه می‌سازند.

این مجموعه  با زیرعنوان «مراسلات پاریس طهران»  شامل ۴۰ نامۀ عاشقانه است که به زبان و نثر دورۀ قاجار و با طراحی و رسم‌الخطی ویژه منتشر شده است. پری‌دخت از خانه و روزهای تکراری‌اش می‌گوید که در نبود شوهرش هیچ لطفی ندارد و بهار و زمستان برایش یکی است. سیدمحمود از پاریس و زرق و برقش می‌گوید که بی پری‌دخت در پیش چشمانش جلوه‌ای ندارد. در آغاز یکی از نامه‌ها می‌خوانیم: «آقا سیدمحمود جانم! سلام. مرقومه واصل شد. بوسیدم و بر دیده مالیدم. شیشۀ عطر و پارچه و صندل مرحمتی را نیز. چه حکایت است که خط و خبر از معشوق این‌گونه غم از دل می‌زداید و نشئگی‌آور است؟ سال نو شما هم مبارک. بمیرم که در غربت، هیچ از مراسمات نوروز برگزار نشد و سال به غربت تحویل شد.»  

کتاب پری‌دخت نمونۀ موفقی از داستان‌های مکاتبه‌ای است که با قلم زیبای نویسنده و نثر خاص عصر قاجار، جذابیتی دو چندان یافته است. پیشنهاد می‌کنیم، تجربۀ شیرین مطالعۀ این کتاب متفاوت را از دست ندهید.

 

 

 

حدیث­ پیمانه (پژوهشی در انقلاب اسلامی)

پدیدآور: حمید پارسانیا

ناشر: دفتر نشر معارف/  تعداد صفحه: ۴۰۸

 

کتاب «حدیث پیمانه» در شش فصل «مذهب و عصبیت»، «غرب و غرب­زدگی»، «منوّرالفکری و استبداد استعماری»، «روشنفکری در جابجایی قدرت»، «سنت و تجددطلبی دینی» و «نیروهای اجتماعی و انقلاب اسلامی ایران» نگارش یافته­ است. حرکت سیاسی تشیع، واقعیت اجتماعی تشیع از صفویه تا قاجاریه، جریان‌شناسی ماسون­ ها، نیروهای اجتماعی ایران در تاریخ ۲۰ ساله پهلوی اول، نیروهای اجتماعی و مذهبی ایران از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ و از ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۲ و همچنین ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷، ویژگی روشنفکری در ایران، تاریخچه حرکت‌های نوگرایانه دینی در ایران، جریان‌های روشنفکری در ایران، انقلاب اسلامی و استکبار جهانی، انقلاب اسلامی و نیروی روشنفکری و انقلاب اسلامی و نیروهای مذهبی از جمله موضوعاتی هستند که نویسنده در این کتاب به تحلیل و تبیین آنها پرداخته است. مطالعه این کتاب به شناختی دقیق از جریان‌ها، احزاب و گروه‌های قبل و بعد از انقلاب اسلامی منجر می‌شود.

در این کتاب به معرفت شناختی اجتماعی و فضای فکری ـ فرهنگی‌ای که زمینه­ ساز انقلاب اسلامی در ایران بوده است و نیز سمت و سوی محورهای فکری گروه­ های ایدئولوژیک موثر در رشد تحرکات اجتماعی که منجر به سقوط شاه در سال ۱۳۵۷ شد، پرداخته است. از جمله سئوالاتی که نویسنده در این اثر به آنها پاسخ می دهد، عبارتند از: کدام گروه نقش اصلی را در ساختار سازی انقلاب ایران ایفا کرده است؟ آیا گروه دینی نقش رهبری را به عهده داشت، یا اصولاً برنامه‌ای برای ایجاد انقلاب وجود نداشته است و این گروه نیز در این زمینه، نقشه‌ای در سر نداشته است؟ آیا ایده‌های انقلاب در سر افرادی قرار داشت که به روشنفکران دینی موسومند و یا تمامی شناخته­ شدگان در فضای فرهنگی ایران حضور داشتند؟ دیگر آن که شهیدان زیادی که تقدیم انقلاب شده است، عمدتاً به چه گروه‌هایی تعلق داشته است؟ و ...

 

 

 

مهربان‌ترین پیامبر

پدیدآور: غلامرضا حیدری ابهری

ناشر: محراب قلم/ تعداد صفحات: ۱۶۷

 

این کتاب هم‌چون درختی است که شاخه‌هایش در آسمان مهربانی و قصه‌هایش میوه‌های رنگارنگ، شیرین و گوارای آن هستند. «مهربان‌ترین پیامبر» مجموعه‌ای است از داستان‌های کوتاه و آموزنده که تصویری از رسول خدا صلی الله علیه وآل وسلم و شخصیت آن حضرت را برای کودکان و نوجوانان ترسیم می‌کند. قصه‌های گوناگونی مانند: لحظۀ ولادت پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، ازدواج ایشان با حضرت خدیجه سلام الله علیها، آغاز نبوت، دعوت‌های پنهانی و آشکار مردم به دین اسلام، هجرت، گسترش اسلام و ...  قصه‌هایی که هر کدام درسی است بزرگ از زندگی ایشان.

این کتاب از ۱۰ فصل تشکیل شده که عبارت‌اند از: «زندگی‌نامه، سبک زندگی، سخنان او، حکایت‌های کوتاه، حکایت‌های طولانی، قصه‌گویی‌های او، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در قرآن، پاسخ به سوالات، مکان‌های تاریخی مکه و مکان‌های تاریخی مدینه

بخشی از کتاب که سبک زندگی نام دارد تلاش می‌کند تا با معرفی مهم‌ترین رفتارهای آن حضرت، الگویی کامل و شفاف از زندگی ایشان به مخاطب بدهد. در همین بخش می‌توان به موضوعاتی نظیر «مثل گل بود: خیلی خوشرو بود. موقع سخن گفتن، همیشه لبخند ملایمی بر لب داشت.»، «آموزگار ایثار بود: اهل ایثار و از خود گذشتگی بود و گاه تنها غذایی را که در خانه داشت به فقیران و نیازمندان می‌بخشید و خودش گرسنگی می‌کشید.»، «مثل دریا آرام بود: هرگز اسیر خشم و عصبانیت نمی‌شد.»، «اهل مشورت بود: همیشه  با یاران خود مشورت می‌کرد و نظر آن‌ها را در کارهای گوناگون جویا می‌شد.»، «دوست روزهای سخت بود: هیچ‌گاه دوستانش را از یاد نمی‌برد و همیشه به فکر آن‌ها بود.» و ... اشاره نمود.

این کتاب تلاش می‌کند تا با زبانی ساده و تصاویر رنگی، خوانندگان کودک و نوجوان را با مهربان‌ترین پیامبر، بیشتر آشنا کند.

 



عالم مجازی هم محضر خداست...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 5 فروردین 1398-10:56 ق.ظ

عیدتان مبارک

 Image result for ‫سفره عید‬‎


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()